احساس...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
...اینجا زمان چند ساعتی جلوتر است:هر وقت خورشید رابالای سرت دیدیبدان در غروبی دلگیر به تو میاندیشم... " داداش سامان"
اگر دل دليل است...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
سراپا اگر زرد پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم
احساس...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
درونم غوغاست...ساده ميشكنم با يك تلنگر كوچك...اين گونه نبودم... شدم!!!
دل نوشته...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
لذتي كه در فراغ هست در وصال نيستچوندر فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ.
مهرباني...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
مهربانيت را مرزي نيستيقين دارم فرشته اي قبل از آفرينش قلبت را بوسيده.
تفسیر عشق...
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:44
عشق همراه شدن از روی تمایل است،سر به راه دوست گذاشتن از فرط نیاز برای فدا شدن است،نه دامی برای به اسارت کشاندن و نه غل وزنجیری به پای آزادی و پرواز.عشق باید بال پرواز باشد برای گذران زندگی ، نه شکستن بال دیگری که مرغ خانگی پر وبال شکسته ای باشد ،اسیر در دام.
<no title>
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
بیا بیا تو متن قصه های منبیا بمون بیا با دلی پر از غروربیا بخونبخون از روزهای خوبی که گذشتبخون از دل هایی که پر زدو رفتبخون از سکوت دلمسکوت دل بارون زده ی منبخون از سکوت پرنده های عاشقسکوتی پر از آه و حسرت بخون از غم پرنده های مهاجرپرنده هایی که مییون دو راهی غم و غربتندبخون از قلب یخ زده ی منقلبی پ...
قسمتی از ترجمه ی شعر زیبایی تایتانیک
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
برای تنوع قسمتی از ترجمه ی شعر زیبای تایتانیک که میدونم خیلی ها دوست دارند می نویسمEVERY NIGHAT IN MY DREAMS I SEE YOU I FEEL YOUهر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس می کنمthat is how I know go onو احساس میکنم تو هم همین احساس را داریfar across the distance and spaces between usدوری،فاصله و فضا ب...
درد من..
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
دردی به دل دارمو زخمی به روحاز نیرگ دنیا گریزانمزخم من از نیش زبان ها نیستکاش کسی گوش شنوا داشتدرد من از تکرار دقیقه ها نیستچقدر صبور باید بود؟در خلوتگه خویش چون پروانه گرد شمع آب میشومدرد من از پروانه مردن نیستدردم از بی وفایی است
سکوت درد
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
حظور مبهم آدمکاسکوت پر از دردبلبلکابغض عمیق قاصدکااسارت پر از آه شاپرکاو مرغ سحری که به امید یه روز خوب میخواند
قصه گو
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
قصه گو بیا قصه ی عاشقی ام رابر بال پرستو های مهاجر بنویسقصه گو بیا قصه ی ویرانی ام رابر حریر نازک ابر بهاری بنویسبیا قصه ی لب های بسته امبر سکوت مرداب بنویسبیا قصه ی دلتنگی ام رابر سقوط یک قطره ی اشک بنویس
جر تو
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
میان دریای مهرت غرق شده امو در نوازش نسیم عاطفه اتبا تار نازک گیسوانم آهنگ وفا را می نوازمدر رفت و آمد لحظه های تلخ و شیرین زمانتنها یک لحظه را تقدیمت خواهم کردآن لحظه که جز تو و پروردگار خوبمکسی در قلب و روح من راه نخواهد برد.
خار
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
درون خار و خاشاک بوته ی تنهایی امزخمی دست بی رحم تقدیر شده امتو بیا و با مهربانی ات سر نوشتم راتغییر بدهبیا و با داغ نگاهت صفحه ی تنهایی ام را آتش بزن
ماندگاری
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
اسم تو،به روی دیوار های تبسم شکسته استو باید دیوار ها شکسته رابا اشک گل سرخ پیوند زدو دوباره اسمت را به روی دیوار های خنده نوشتولی این بار با گل شقایق با گل همیشه عاشقتا ماندگار بمانیو قهقهه ای نتواندشکوهت را بشکند
یلدا
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
یلدای من بادها سوزش سرمای شب ات را کم می آورند و من تمام شب را پیوسته به غرور تنهایی هایم را جشن می گیرم با بی کسی دستانم یاد تو بلندای امشب را برایم کوتاه می کند غم هایم را از یادبرده ام امشب آدم برفی دلم پا می گیرد کنار شیشه تماشا می کند بغض شب را چند ثانیه ای ساکت است شب هم می داند چند ثانیه ای غ...
عشقبازی
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:42
خسته و گنگ و بی روح اشک روی چشمانم حلقه می زند سرم را روی آسمان می کنم اشک هایم از سرازیر شدن دست می کشند خدا هم دلش نمی خواهد اشک های بنده اش را بیبند چه عشقبازی مقدسی
تقدیم به مادرم
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:41
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوزاطمینان ندا...
آمده ماه محرم بیا
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:41
بسمه تعالیحضرت صاحب سلامشما خوبي؟من خوب نيستم. راستي اين چه سئوالي بود که پرسيدم؟!معلومه که شما هم خوب نيستي!ميدونم از امروز صبح تا حالا دائم اشک از چشمهاي نازت سرازيره.اينو وقتي فهميدم که عصر يه غم سنگيني روي سينه ام نشسته بود. هر کار کردم رهام نمي کرد. فهميدم شما خيلي ناراحت هستيد که اثرش به ما بد...
خدا را چه ديده ای
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:41
خدا را چه ديده ایگاهی خيال می کنم از من بريده ای بهتر ز من برای دلت بر گزيده ای از خود سؤال مي کنم آيا چه کرده ای در فکر فرو ميروم از من چه ديده ایفرصت نمی دهی که کمی در دل کنم گويا از اين نمونه مکرر شنيده ای از من عبور می کنی و دم نمی زنی تنها دلم خوش است که شايد نديده ای يک روز می رسد که در آغوش گ...
آقا بیا
-
تاریخ: 1391/10/18 ساعت: 3:41
آقا بيا تا زندگی معنا بگيردشايد دعای مادرت زهرا بگيرد آقا بيا تا با ظهور چشمهايتاين چشمهای ما کمی تقوا بگيرد آقا بيا تا اين شکسته کشتی ماآرام راه ساحل دريا بگيرد آقا بيا تا کی دو چشم انتظارمشب های جمعه تا سحر احيا بگيرد پايين بيا خورشيد پشت ابر غيبتتا قبل از آن که کار ما بالا بگيرد آقا خلاصه يک نفر ...