رفتنت ممکن نیست
رفتنت ممکن شد!!
باورش ممکن نیست...
++دروازه ي بهشت چشمهاي تو بود بستي تا در اين جهنم يخ بزنم !
++ خدایا حواست هست؟صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید
که تو از رگش بهش نزدیکتر بودی ...
++خدایا چرا مرا اینقدر ضعیف آفریدی که چیزی از حکمت تو نمیدانم ...؟!
++ باباییم (بابابزرگم) رفت...
بعدا نوشت: سرفرصت به همه دوستان که منوبه وبلاگاشون دعوت کردن سرمیزنم.
ممنون از حضور مداوم و صمیمی دوست عزیزم جناب فردیان.
برچسب:
نویسنده: مدیریت