خرید بک لینک
من گمان میکردم

رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد!!

باورش ممکن نیست...

++دروازه ي بهشت چشمهاي تو بود بستي تا در اين جهنم يخ بزنم !

++ خدایا حواست هست؟صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید

که تو از رگش بهش نزدیکتر بودی ...

++خدایا چرا مرا اینقدر ضعیف آفریدی که چیزی از حکمت تو نمیدانم ...؟!

++ باباییم (بابابزرگم) رفت...

بعدا نوشت: سرفرصت به همه دوستان که منوبه وبلاگاشون دعوت کردن سرمیزنم.

ممنون از حضور مداوم و صمیمی دوست عزیزم جناب فردیان.

برچسب: نویسنده: مدیریت تاريخ: دوشنبه 18 دی 1391 ساعت: 3:39

صفحه بندی