نمی بینی نمی خوابم
بیا تا باورت گردد
مگر بیگانه ای با دل؟

بی صدا آمد!
چه غوغا کردو رفت
بینوا دل را چه رسوا کردو رفت
در درونم شعله های عشق ریخت
عاقبت صد فتنه بر پا کردو رفت
روز من شب کردو شب را پر ز تب
زندگی را یک معما کردو رفت...
مرور خاطرات تمام سهم من است از تـــُ
آنـ را هَـمـ جیره بَـندے کَردِه امـــ
تـآ مَبــآدآ ،
تَــوقُــعشـ زیاد شَـود!!
دِلـ استـ دیگـر
مُمکن استـ فَــردا خودَت رآ اَز مـَن بــِخواهـَد!

برچسب:
نویسنده: مدیریت